از همان ابتدا دروغ گفتند!
مگر نگفتند که مــن و تــو ، مــا می شویم؟!
پس چرا حالا مــن این قدر تنهاست!
از کی تــو اینقدر سنگ دل شد؟!…
اصلا این…. او… را که بازی داد؟!…
که آمد و تــو را با خود برد و شدید ما!
می بینی
قصه ی عشقمان
!
فاتحه ی دستور زبان را خوانده است…
عاطفه
[ چهارشنبه 02 مرداد 1392
] [ 17:06 ] [ عاطفه ][ ارسال نظر(0) ]
